ربسپیر مرد حقیقت و فضیلت بود و وظیفه ی خود می دانست که به هر نحو ممکن حقیقت را بالاتر از هر چیزی دریابد.او فاسد و سنگدل و خواهان هیچ خونریزی و قساوتی نبود.تاریخ می نویسد:"هنگامی که انقلاب فرانسه آغاز شد ، کسانی که خواهان جامعه ی بهتری بودند ،همه زیر یک پرچم جمع شدند.لیکن بورژوازی بزرگ که در همان اوان انقلاب زمام قدرت را در دست گرفت،تنها کاری که کرد الغای قیودات دوره ی فئودالیته و محدود کردن حکومت سلطنت استبدادی و تاسیس رژیم جدیدی بود که موجب آن بتواند تسلط خود را بر دستگاههای قانونگذاری و سیاست و اقتصاد تامین کند.در حالیکه هدف خرده بورژوازی و طبقه کشاورز الغای کامل رژیم فئودالی و تبدیل آن به مالکیت کوچک بود.تا زمین های کشاورزی میان کشاورزان تقسیم شود.این بود که انقلاب از مرحله ی نخست خود (1789-1792)که در حین آن بورژوازی بزرگ به حکومت دست یافت،گذشته و به مرحله ی دوم (1794-1792)وارد شد.که در حین آن خرده بورژوازی بر حکومت تسلط یافته و انقلاب به جنگ های داخلی منجر شد و با استیلای کشاورزان بر زمین های نجیب زادگان و فئودال ها خاتمه یافت.
دیکتاتوری ربسپیر ، در حقیقت انعکاسی بود از خشم و عصبانیت ملت علیه بی اعتنایی بورژوازی نسبت به اصول انقلاب و سازشکاری آن با دشمنان انقلاب،و عدم موافقت آنها با پیش بردن انقلاب تا جایی که خواسته های توده های زحمتکش را بر آورده سازد.این یک امر طبیعی بود که خرده بورژوازی نتواند برای یک مدت طولانی حکومت را در دست نگه دارد و پس از الغای نقش انقلابی خود،یعنی نابود کردن فئودالیزم،به مقتضای درجه تکامل اقتصادی آن روز فرانسه مجبور شود در مقابل بورژوازی بزرگ که نظام و ترتیبات حقوقی و اجتماعی خودش را تثبیت کرده و با پیش آوردن دیکتاتوری ناپلئون،تسلط سیاسی خود را تامین نموده،عقب نشینی کند."
پانوشت:1- کتاب "ربسپیر و انقلاب کبیر فرانسه" نوشته ی قدری قلعه چی را با همه ی وجود خواندم و با آن زندگی کردم...با ربسپیر نازنین که قهرمان انقلاب کبیر فرانسه است و انقلاب را تا پایان مرحله ی تاریخی اش همراهی کرد و در راه حقیقتِ آن به دست ضد انقلابیون ،جان باخت.2- دیشب تلویزیون ملی! فیلمی پخش کرد با نام "اندرسون جوان" ...دوستش داشتم!نمی دانم دوباره پخش اش می کنند یا نه!اما توصیه اکید می کنم که ببینید اش...مخصوصآ آنجا که می گقت نیروی کشش به سمت بالا...:)

|