قضاوت با شماست...
وبلاگ جمهور در تاریخ 15 خرداد 87 در مقاله ای با عنوان " دیگر کسی احمدی نژاد را دوست ندارد" به تشریح سفر احمدی نژاد به اروپا پرداخته و می نویسد:" احمدی نژاد که با وعده ارائه راه حل برای رفع مشکل کمبود موارد غذایی در جهان به این سفر رفته بود نتوانست با پاپ دیدار نماید. همچنین هنگام ورود احمدی نژاد به ایتالیا از وی استقبال رسمی صورت نگرفت.درهمین حال در مهمانی شامی که به میزبانی دولت ایتالیا ترتیب داده شد ، از محمود احمدی نژاد و رابرت موگابه رئیس جمهور زیمبابوه دعوتی به عمل نیامد.اما شاید مهمترین دیدار محمود احمدی نژاد با معاون رییس جمهور کوبا صورت گرفت. کشوری كه زیر سلطه کاسترو به تازگی حق استفاده از موبایل و اینترنت در آن مجاز شمرده شده و احمدی نژاد مبارزات رهبرش را آزادی بخش می نامد! "
آقای محسنی ِ عزیز:
فیدل کاسترو چین را در دهه 1990 پس از فروپاشی شوروی بازدید کرد و تمایلی به آن چه که مشاهده کرد نداشت. پس از آن با وجود فشار شرایط اقتصادی برای آزاد کردن کوبا به سوی سرمایه گذاری خصوصی، او در مقابل نصایح تماماً متمایل به سرمایه داری مقاومت کرده است. این دلیل حقیقی نفرت بورژوازی از کاسترو است: آنان از انقلابی که سمبلش اوست متنفّرند.
باید به این آقایان یادآوری کنیم که کوبا پیش از انقلاب چگونه بود: این کشور یک دیکتاتوری بود که به وسیله ی فولخِنسیو باتیستا ی که _ عامل آمریکا بود_ اداره می شد. بنابراین بحث بر سر "دموکراسی" نیست. باتیستا یکی از دوستان امپریالیسم آمریکا بود. او، کشور آنان را اداره می کرد. آن ها اجازه داشتند که از کوبا به عنوان زمین بازیشان استفاده کنند، در حالی که مردم کوبا در شرایط وحشتناکی به سر می بردند.
انقلاب کوبا به این شرایط پایان داد! این انقلاب اجازه داد تا کشور یک سیستم پیشرفته مراقبت های پزشکی را به وجود آورد، به طوری که امید زندگی به سطوح کشورهای پیشرفته سرمایه داری ارتقا پیدا کرد؛ تحصیلات رایگان را برای همه تصویب کرد؛ به همه ی مردم کوبا احساس احترام و عزّت بخشید؛ هم چنین بورژوازی انگلی و بیشتر از همه سیطره ی شرکت های چند ملّیتی آمریکا را نابود کرد. برای بورژوا ها و لیبرال بورژوا های کوچکِ نشسته در لندن یا نیویورک این موارد ممکن است جزئیات نه چندان مهمّی باشند. این لیبرال ها می توانند برای مراقب های پزشکی خود پول پرداخت کنند، امّا مردم کوبا نمی توانند. آن ها برای "دموکراسی" در کوبا خواهند جنگید! آن ها هم چنین برای خصوصی سازی خدمات بهداشتی، آموزشی و تمامی سرمایه های متعلّق به کوبا خواهند جنگید. آن ها برای حقوق شرکت های چند ملّیتی جهت چپاول کوبا و باز گرداندن آن به دوران باتیستا خواهند جنگید.و شما هم حق دارید که تاریخ مبارزات یک کشور را ناباورانه نادیده گرفته و رهبرش را سلطه گر بخوانید. اما براستی آنکس که حقیقت را نمی بیند نادان است و آنکس که حقیقت را پنهان می کند ، جنایتکار!
کشور کوبا با دست آورد های با اهمیت و انکار ناپذیر اجتماعی در ریشه کن کردن عقب ماندگی عمومی ، بی سوادی، بی بهداشتی و کاهش جدی بیکاری و گرسنگی و فساد و ایجاد جامعه ای رها از وابستگی به هزینه های خوش گذرانی ثروتمندانِ آمریکایی ، هیچ جایی در جدول دموکراسی ، سیاست شناسانی که دموکراسی را تنها از راه انتخابات چند حزبی توصیف می کنند، ندارد. فیدل کاسترو پیش از آنکه به عنوان یک تلاشگر رشد اجتماعی و حذف موانع توسعه ی انسانی _ از جمله مداخله های سود جویانه ی قدرت های اقتصادی و سیاسی _ قلمداد شود ،از سوی دموکراسیِ یک سو نگر و فریب کار، دیکتاتور نامیده می شود!!
آنها هرگز پیروزی کاسترو در انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات متعدد دیگر را توضیح نمی دهند اما چیزی را مطرح می کنند که برای همه ی کوشندگان و خواهندگان دموکراسی هم مطرح است ،و آن تکثر آراست...من به تکثر لیبرالی و نولیبرالی که چیزی جز عفونت زایی سلیقه ی اقشار مرفه و تنوع طلب و سرگرمی سازی را بوجود نمی آورد ، اعتقادی ندارم.اما در کوبا تکثر دموکراتیک غایب است و این قابل انتقاد است.
اما باید قاطع و منصف باشیم تا به این حقیقت برسیم که همه ی دستاورد های کوبا در برابر فشار های شکننده و مداخله و توطئه ی امپریالیسم آمریکا که در عمل ، راه دموکراسی را برای کوبای زیر فشار اما مستقل ، یسته است ، ارزیابی کنیم.
با این وصف به رغم قابل فهم و تا حد زیادی قابل توجیه بودن حذف تکثر در کوبا ، این وضعیت مطلوب نیست و وظیفه ی دموکراتیسم پی گیری خواست های اساسی دموکراتیسم است. من در این میان گناه اصلی را به گردن امپریالیسم می اندازم اما به اکراه دولت کوبا نیز بی توجه نمی مانم.
در همین راستا جنبش نیکاراگوئه که با انتخاب راه آزادی ِ واقعی و حذف موانع آن ، از سوی همان دیکتاتوری های فریب کار به تحمل فشار نظامی و اقتصادی محکوم شده بود، از ادامه ی تحقق برنامه های رشد و رهایی خود باز می ماند و به کنار می رود.احترام به آزادی سیاسی ، از سوی رهبران نیکاراگوئه جای سپاس دارد. اما دل خوش داشتن به این آزادی ِ آسیب پذیر و سطحی ، بی تلاش برای رهایی واقعی انسان ، حذف سیطره ی خارجی و ارتقای سطح رندگی ، فرهنگ و بهداشت ، نابخشودنی ست.
تلاش بزرگ رهبران و مردم کوبا برای تامین آزادی در هزاران کیلومتر دورتر ، در خاک آنگولا و آن زمان که پرتغال ِ فرتوت هنوز از مردم ِ سیاه آن سامان ، کولی می گرفت ایالات متحده از نتایج جنبش آزادی بخش و انتخاب های سوسیالیستی مردم واهمه داشت،ستودنی ست.اما سکوت رهبران دموکراسی در سراسر جهان،در برابر سرکوب در سرزمینهای دیگر نیرنگ آمیز است.رشد فرهنگی و اجتماعی مردم ، حفظ سطح زندگی قابل قبول، در حالیکه مقاومت بی رحمانه ی تحریم و محاصره ی اقتصادی نیز در بیش از چهل سال جریان داشته است و چندین ده بار اقدام برای ترور و کودتا در کوبا را از سوی "سیا" ثبت کرده است.البته قابل تحسین است. اما نابود کردن دستاورد ها و معاوضه ی آن با حق ِ انتخابی که نتیجه اش را می شود پیش بینی کرد ، جنایت بار است.به ویژه آنکه می دانیم اگر دموکراسی دست از پا خطا کند و جامعه را به سوی حذف منافع قدرت های مسلط بکشاند،شاهین ِ کودتا و قلع و قمع از بالای سر پنجه بر سرش می زند ، چنین انتخاب دموکراسی تو خالی و ناپایدار جنایت بار تر است.اینها هم تعارض های آزادی سیاسی هستند .مگر آنکه این آزادی ، با یافتن مفهومی تازه ، ساختار هایی پا بر جا بیابد.مفهومی که رهایی واقعی را در سطح زندگی اقتصادی و اجتماعی و فردی برای بشریت از نو به گونه ای شجاعانه و عادلانه تعریف کند.
پانوشت:
1-در بخش نظرات بلاگ آقای محسنی دوستان مرا به تمرین دموکراسی و نه مشق مبارزه دعوت کرده اند و نوشته اند :" مبارز نخودی بايد بداند که آنچه به طعنه در بابر اوهام ماليخوليايش از آزادی و برابری مينشاند همانا خريان سالم آگاهی ايی است که رييس جمهورش از ملتی ربوده. پس بيهوده نيست که تو مبارز کوچک مثل ريس جمهورت هر دو در آزاد و صحيح انديشی بس حقيريد. بيشتر تمرين کنيد ولی نه مشق مبارزه، که تمرين دمکراسي. باشد که روزی از حقارت بدرآييد." از آنجایی که تجربه ی 4 سال وبلاگ نویسی به من آموخته که جنگ های وبلاگی تنها باعث به لجن کشیده شدن شخصیت نویسندگان آنها می شود و هیچ گونه بار تئوریک ندارند،و از طرف دیگر کارزار واقعی ، جایی خارج از این پنجره های مجازی در جریان است ، به اینگونه نطرات وقعی نمی نهم و آرزو می کنم روزی برسد که همانطور که فرمودید آزاد اندیشی و انسانیت مرام ما باشد.2- این نوشتار را نوشتم چون دوست دیگری آنجا پرسیدند: یعنی بنظر شما در کوبا به مردم لطف کرده اند که این امکانات را به مردم مجانی میدهند ولی در عوض آزادی آنها را گرفته اند ؟ !!! 3- بر این باورم که آزادی راه خود را نشان می دهد ، همانطور که استبداد راه خود را می یابد و توجیه می کند.

|